صفحه اصلی / آموزش مفاهیم گردشگری / گردشگری فرهنگ ومیراث

گردشگری فرهنگ ومیراث

امروزه سهم عمده ای از سفرها در صنعت گردشگری را می توان سفرهایی دانست که برپایه میراث و فرهنگ شکل می گیرند.که می تواند خود نوعی ازسفروهمچنین عامل سفرها نیزمی تواند محسوب گردد.تعاریف متعددی از این نوع از گردشگری تا کنون ارائه گردیده است که از آن جمله تعاریفی می باشد که از دو دیدگاه کلی و تخصصی انجام گرفته است.در تعریف کلی گردشگری فرهنگی عبارت است از سفرهایی که انسان به مکانی خارج از محل سکونت خویش در جهت بازدید از اماکن مختلف یا بدست آوردن اطلاعات وکسب تجارب مختلف انجام می دهد و تعریف تخصی آن عبارت است از مجموعه سفرهایی که انسانها برای تماشا و بازدید از اماکن یا جاذبه های فرهنگی و تاریخی مانند مکان های باستانی و تاریخی؛بناهای تاریخی؛زیباشناختی؛هنرها,نمایش ها؛معماری وفرهنگ بومی که خارج از محل سکونت انسان قرار دارد انجام می دهد.
مهمترین ایرادی که بر این تعاریف می توان ذکر نمود اینست که فرهنگ تنها متعلق به گذشتگان نمی باشد و امروزه بسیاری از گردشگران در طول سفرمبادرت به انجام فعالیت هایی می کنند که عملی فرهنگی محسوب می گردد.
بنایراین برای شناخت هرچه بیشتر این گونه از گردشگری و برنامه ریزی در جهت توسعه ومدیریت هر چه بهتر آن می بایست ضمن پرداختن به ارائه تعریفی جامع و کامل نسبت به بار معنایی واژگان فرهنگ و میراث نیز دقت لازم را مبذول داشت.
فرهنگ را می توان مجموعه دستاوردهای معنوی انسان دانست که در طی افزایش دانش بشر طی قرون متمادی از نسلی به نسل دیگر منتقل گردیده است.ومیراث(تمدن)را می توان ماحصل افزایش تجارب و دانش انسان دانست که بصورتی ملموس در طی قرنها بوجود آمده که برخی از آنان وجودی عینی داشته و برخی دیگر از آنرا می توان براساس شواهد باستان شناسی یا کتب مختلف آثار و نتایج آن را یافت نمود.
تقسیم بندی این شاخه ازگردشگری را به دو صورت ملموس و ناملموس نیز بر اساس همین تعریف شکل گرفته است بعبارتی دیگر نمودهای فرهنگی مانند معماری؛لباس؛ نگارگری فرهنگ عامیانه و قومی؛ در قلمرو میراث ناملموس (فرهنگ)و سایت ها یا مکان های تاریخی و آثار باستانی مانند ادوات یا وسایل زندگی انسان دوران قدیم را میراث ملموس (آثار تمدنی)می دانند که در موزه ها برای بازدید علاقه مندان عرضه می گردد.
گستردگی معنایی و کارکرد این شیوه از گردشگری باعث گردیده است امروزه در دو قسمت کاملا مجزا از یکدیگرمورد بررسی قرارگرفته و هر کدام ازآنها به دلیل
اهمیت یا باز نمودن بازارهای جدید گردشگری خود به شاخه های مختلفی تقسیم گردد که به شرح ذیل می توان ذکر نمود
۱-گردشگری میراث:

اینگونه از گردشگری برپایه بازدید ازبناها؛اشیاء و مکانهای تاریخی می باشد که از گذشتگان برجای مانده است.بنابراین گردشگری میراث را می توان گردشگری ملموسی دانست که می تواند حاصل فرآیند شکل گیری تمدن ها در یک منطقه بر اثر دانش و تجربه یا تغییر سبک زندگی انسان در یک برهه زمانی بوجود آمده باشد و حتی اموری طبیعی که در یک مکان جغرافیایی بدون دخالت انسان به وقوع پیوسته باشد.را می توان بعنوان میراث بشری بر شمرد.
براساس این تعریف می توان گردشگری میراث ناشی از فعالیت انسان در یکی از اشکال ذیل نمود داشته باشد که عبارت است از:
۱-میراث مذهبی:مانند مساجد؛معابد؛کلیسا یا بطور کلی آثار مذهبی متعلق به چندین قرن قبل که امروزه به صورت جاذبه ای خاص برای گردشگران مشتاق به اینگونه از بناها باشند.
۲-میراث تاریخی:شامل طیف وسیعی ازابنیه های قدیمی مانند کاخ ها ؛مراکز تمدنی قدیمی واشیاء تاریخی وآثاری باستانی می باشد.
میراث طبیعی نیز می تواند ناشی از فعالیت های طبیعی که درساخت آنان تاثیر انسان یا بسیار ناچیزو یا بدون دخالت بشربوده است که می تواند شامل موارد ذیل باشد:
۱-جنگل های بکر: مانند آمازون که بعنوان میراث جهانی از آن یاد می گردد.
۲-زیست گاه های حیات وحش که بطور غریزی توسط آنان در طی قرون متمادی از آن استفاده می گردیده است و اکنون تبدیل به جاذبه گردشگری گردیده است.
۳-منابع آبی منحصر بفرد مانند دریاها و اقیانوس ها.رودها بزرگ که بعنوان میراث طبیعی در گردشگری می تواند شناخته گردد.

۴-امکانات واقع در خشکی ها مانند غارها؛کوه ها؛بیابان ها و..که در قدیم محلی برای زندگی بشر نیز بوده اند.واکنون به عنوان میراث طبیعی شناخته می شوند.
امروزه از اماکن دیگر مانند معادن؛کارخانجات و …نیز به عنوان میراث انسان یاد می گردد اما از آنجا که بسیاری از این گونه از سفرها امروزه در سایر اشکال گردشگری مستتربوده یا تطابقی با فرهنگ های مختلف ندارد از ذکر آن خود داری می نماییم.اما امروزه گردشگری میراث طرفداران زیادی پیدا نموده است و همه ساله برتعداد گردشگران علاقه مند نیز افزوده می گردد از این رو در بین مدیران این اماکن توسعه آن به چالشی واقعی تبدیل گردیده است.از این رو امروزه در تمامی مناطقی که مورد هدف گردشگران میراث واقع می گردد سه اصل را بعنوان اصول سه گانه اماکن تاریخی به رسمیت شناخته وسعی در رعایت این اصول می نمایند این اصول عبارتند از
۱-اصل نگهداری از این مراکز۲-صیانت وحفاظت ۳-بهره برداری مطلوب از آنها.که با رعایت این اصول بتوان به گردشگری پایدار در کسب درآمد دست یافت.
امروزه دربین اندیشمندان اختلاف نظرات گوناگونی وجود دارد از آن جمله اینکه کدام بناها را می توان بعنوان میراث تاریخی بر شمرد و چه عواملی را می توان در آن دخیل دانست.و یا اینکه قدمت این آثار به چه زمانی تعلق داشته باشد که بتوان آن را به عنوان یک اثر تاریخی دانست وآیا این مراکز را از منظر آموزش ویادگار گذشتگان حفظ نمود یا به آن از نگاه تفنن نگریست. با این حال هیچ کدام از این دیدگاه های مخالف نتوانسته مانعی در راه گسترش این گونه از گردشگری باشد چرا که علاقه به فرهنگ و تاریخ باستانی ملل مختلف وعلاقه به این بناها خود عاملی در جهت توسعه گردشگری میراث می باشد که گردشگران را برای سفر به اینگونه مراکز اقناع می نماید.
گردشگری فرهنگی:

جزء دیگر گردشگری فرهنگ و میراث را می توان سفرهایی دانست که گردشگران برای دیدن یا شرکت در مراسمات فرهنگی به انجام می رسانند. اینگونه از گردشگری تفاوت های ساختاری متعددی با گردشگری میراث دارد اما به دلیل تداخل زیاد بین این دوگردشگری توجه چندانی را به خویش جلب ننموده است با این حال می توان به برخی از این تفاوت ها بدین نحو برشمرد
۱-علیرغم گردشگری میراث گردشگری فرهنگی عنصری پویاست که در طی سالیان طولانی در فراز و نشیب بوده است.
۲-مکان جغرافیایی در گردشگری فرهنگی از گسترش زیادی برخوردار می باشد در حالیکه در گردشگری میراث این مکان مختص به یک مکان می باشد.
۳-هدف بازار در گردشگری فرهنگی دارای نمود های مختلفی می باشد که در گردشگری میراث این نمودها به گستردگی گردشگری فرهنگی نمی باشد.امروزه برای اینگونه از گردشگری اهداف مشخصی نیز در جهت پیشرفت آن مشخص گردیده است که هدف های کلی که در منشورآن ذکر گردیده است عبارت است از:
۱-حفظ و مدیریت میراث به منظور ارائه به جامعه محلی و بازدیدکنندگان
۲-پیشرفت و تشویق صنعت گردشگری فرهنگی برای حمایت ومدیریت گردشگری در جهت احترام به فرهنگ جامعه میزبان
۳-آسان سازی روابط بین طرافداران محیط زیست و متولیان صنعت گردشگری
از آن جهت که گردشگری فرهنگی طیف گسترده ای از سفرها و اقداماتی که گردشگران به انجام رسانده یا مایل به انجام آن می باشد را شامل می گردد بنابراین در راستای داشتن برنامه ای جامع در جهت پیشرفت این گونه از گردشگری می توان زیر مجموعه های متعددی را برای آن در نظر گرفت که عبارت است از:
۱-گردشگری هنری:

علت پیدایش این نوع از گردشگری را می توان نتیجه علاقه انسان به هنرهای دیداری و نمایشی مانند نگارخانه ها؛جشنواره های هنری؛موسیقی؛پوشاک؛رقص و فرهنگ عامیانه و سایراشکال هنر دانست.علاقه مندان به اینگونه از گردشگری را می توان به مشتاقان هنریا هنرمحوروعلاقه مندان با علاقه مندی کم تقسیم نمود.گردشگران هنر محور کسانی هستند که هدف اصلی از سفر خویش را برپایه بازدید از جاذبه های فرهنگی قرار داده اند ودسته دیگرگردشگرانی هستند که هدف اصلی آنان سایر اشکال گردشگری بوده است اما در هنگام سفر از جاذبه های فرهنگی نیز بازدید می نمایند.
بخش های مختلفی برای گردشگری هنری نیز می توان مشخص نمود از آن جمله جشنواره ها که خود شامل جشنواره های مذهبی,موسیقی,خوراک و….می باشد. شرکت در مراسمات آیینی.بازدید از موزه ها و..نیز می تواند از جمله موارد قابل طرح در اینگونه از گردشگری باشد. امروزه یکی از دغدغه های متولیان مسئله فرهنگ تجاری سازی در نتیجه تعامل گردشگران با بومیان درگردشگری هنری می باشد که بکار گیری واژه اصالت هنر و کاربرد وسیع آن در این گردشگری نتیجه تلاش های صاحب نظران و علاقه مندان به اینگونه از گردشگری می باشد.
۲-گردشگری خلاق:
مدرن ترین نوع از اشکال گردشگری را می توان گردشگری خلاق دانست که توسط صاحب نظران گردشگری در راستای گشودن و بسط بازار گردشگری وایجاد تنوع در سفرگردشگران به وجود آورده اند. برخی گردشگری خلاق را گردشگری نسل سوم پس از گردشگری آسایش و اوقات فراغت وگردشگری فرهنگی و میراث می دانند. این گردشگری را می توان نتیجه رابطه مستقیم گردشگر و محیط انسانی دانست. در اینگونه از گردشگری گردشگران به عنوان شهروندی از جامعه بومی تلقی می گردد و در راستای درک بیشتر از مفاهیم هنر و فرهنگ و فعالیت های فرهنگی وتعامل با مردم بومی مبادرت به انجام فعالیت های فرهنگی می نماید.نظریه موزه کمتر فضای بیشتر نیز ناظر برهمین عملکرد می باشد چرا که گردشگران در این نوع از سفرها بیشترین زمان خویش را نه در قالب های تعریف شده بسته سفر بلکه در بطن جامعه سپری می نمایند و باعث بالا رفتن سطح آگاهی و درک آنان از جامعه محلی می گردد.
امروزه این گونه از گردشگری به امر شناخته شده ای در سطح بین المللی نیز تبدیل گردیده است که اصطلاح شهرهای خلاق که در برگیرنده ۷حوزه مختلف در زمینه ابتکارات و نوآورهای جدید مانند هنرهای قومی؛طراحی و معماری؛خوراک؛ادبیات؛ موسیقی و صنایع دستی می باشد در جهت گسترش هرچه بیشتر گردشگری فرهنگی وتعامل هرچه بیشتر بین فرهنگها مطرح گردیده است.
گردشگری شهری:

گردشگری شهری را می توان یکی از بزرگترین و مبهم ترین شکل از گردشگری دانست که در بسیاری از موارد در سایر اشکال گردشگری ترکیب می شود.این نوع از گردشگری از قدیمی ترین اشکال گردشگری مدرن می باشد که هرچند از اهمیت آن کاسته گردیده است اما در گردشگری پسا مدرن دوباره در حال بازسازی و رواج یافتن می باشد.تمرکز عمده در این گردشگری بردیدار از مکان های دیدنی در داخل مجموعه شهری؛کسب کار؛وانجام امورفرهنگی و سرگرمی می باشد.
گردشگری روستایی:
بوجود آمدن این گردشگری را می توان ناشی از ظهور تکنولوژی؛تغییر در سبک زندگی بشرو مهاجرت دانست با این همه هدف از این گردشگری را می توان بازدید از فرهنگ محلی؛آشنایی با آداب و سنن وصنایع دستی و فعالیت های اقتصادی ومشاغل افرادی دانست که در یک واحد حغرافیایی بنام روستا زندگی می کنند.
گردشگری قومی و بومی:
با تلاش در جهت شناخت هرچه بیشتر فرهنگ؛آداب وسنن گذشتگان یا علاقه مندی گردشگران به شناخت فرهنگ های پیرامون خویش را می توان علت اصلی در بوجود آمدن گردشگری برپایه شناخت از اقوام مختلف و مردم بومی در نقاط مختلف گردیده است.در اینگونه از گردشگری گردشگران با ورود به مناطق بکر وکمتر شناخته طبیعی و فرهنگی از نزدیک با فرهنگ وسنن اقوام مختلف آشنا می گردند مانند اقوامی که در جنگل های پر باران استوایی زندگی می نمایند یا افراد ساکن در قطب.سرخ پوستان یا اقوام بومی ساکن در اقیانوسیه از موارد و منابع مهم رسوم و آداب سنن وقبایل مختلف و گروه های قومی مختلف می باشد که کمتر به آن پرداخته شده است.
گردشگری معاصر(عامه پسند):
شرکت گردشگران در یک فعالیت آگاهانه مانند خرید کردن؛تماشای فیلم وتئاترو…ولذت بردن از این عمل را می توان نمودی از گردشگری معاصر یا عامه پسند دانست.
مانند تمام اشکال گردشگری این نوع از گردشگری نیز می تواند برای جامعه بومی وبعضا گردشگران ورودی به یک منطقه مشکلات عدیده ای را به وجود آورد که برخی از این موارد را می توان به شرح ذیل عنوان نمود
۱-مهمترین مشکل را می توان در ازبین رفتن فرهنگ بومی منطقه در نتیجه نزدیکی با سایر فرهنگ ها دانست که در نتیجه آن امکان از بین رفتن سنن وآداب مردمان یک منطقه خواهد گردید که اصطلاحا به این عمل استحاله فرهنگی گفته می شود. البته این عمل تا حد زیادی به نوع فرهنگ و غنای آن نیز بستگی دارد و اینکه آن فرهنگ بر پایه چه سنت هایی بوجود آمده است.
۲-امکان خروج هنراز جنبه زیبا شناختی و هنری کامل به سمت تجاری شدن در نتیجه تقاضای بیش از اندازه گردشگران در ورود به منطقه.
۳-مشکلات زیست محیطی در نتیجه حضور گردشگران در یک منطقه یکی دیگر از مشکلات مهم در صنعت گردشگری می باشد که در بین تمامی اشکال آن مشترک می باشد.
۴-امکان تخریب آثارباستانی و میراث کهن منطقه در نتیجه حضورگردشگران دراین اماکن
اما درکنار این معضلات می توان مزایای چندی نیز برشمرد که ازآن جمله می توان به
۱-تقارب فرهنگی در نتیجه ورود گردشگران به یک منطقه.
۲-گسترش و بالا رفتن غنای فرهنگی در نتیجه تعامل با سایر گردشگران
۳-معرفی هرچه بیشتروبهتر تاریخ؛تمدن وفرهنگ یک منطقه به گردشگران
۴-گسترش شاخه های مختلف گردشگری وبهره برداری از منافع اقتصادی ناشی از ورود گردشگران به منطقه.
۵- رشد تولیدات فرهنگی وکسب درآمد پایداردر نتیجه معرفی این تولیدات به گردشگران
با اینحال آنچه که مهم می نماید اینست که این گونه از گردشگری الزاما در تمامی مناطق قابل انجام نمی باشد مثلا گردشگری روستایی در جامعه ای که اکثریت جمعیت آن منطقه در روستاها زندگی می نمایند هرگز نمی تواند راهگشایی در جهت حل مشکلات اقتصادی آن منطقه باشد. برپایی جشنواره هایی از قبیل نوشیدنی در یک کشور با اعتقادات خاص ناشی از پیروی از ادیان الهی؛گردشگری شهری در جامعه ای که اکثریت آن ساکن در شهرها می باشند و…بنابراین داشتن آگاهی لازم از جامعه مورد هدف گردشگران و داشتن برنامه ای توام با آموزش افراد بومی می تواند به هدف نهایی از این گردشگری نزدیک تر گردید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.