گردشگری درمانی

گردشگری درمانی یا گردشگری سلامت یکی از کهن ترین انواع گردشگری می باشد که قدمت آن را می توان در دوران یونانیان منتسب دانست. چرا که یونانیان معتقد بودند که داشتن آرامش و گشت گذاروتفریح از مهمترین عوامل در درمان بیماریها می باشد و بنابراین اغلب یونانیان در آن زمان برای بهبودی به مکان هایی که اغلب در بهترین مناطق از نظر زیبایی واعتدال آب و هوایی و دارای چشمه سارهای طبیعی و معدنی بود می رفتند.
بعد از یونانیان رومیان بودند که به ساخت مراکزی در نزدیکی چشمه های آب گرم و بهره گیری از خواص پزشکی اینگونه از مراکز برای مداوای بیماران پرداختند.
با شروع قرن بیستم گردشگردرمانی توسعه فراوانی یافت بطوریکه در اواسط قرن بیستم این نوع از گردشگری بصورت کاملا شناخته شده رشد و توسعه فراوانی یافت و مناطق جدیدی مانند سواحل؛مراکز آب گرم ؛ودریاچه ها به بشر معرفی گردید.
این گسترش روزافزون و نیاز انسان به سلامت به عنوان یکی از اولویت های زندگی زیستی باعث گردید تعاریف متعددی از گردشگری سلامت یا گردشگر درمانی ارائه گردد که یکی از جامع ترین این برداشت ها تعریفی است که سازمان بهداشت جهانی از واژه سلامت داشته است.
براساس این تعریف انسان سالم انسانی است که علاوه برداشتن سلامت جسمی از سلامت روحی و روانی نیز برخوردار باشد به عبارت دیگری انسانی را می توان سالم دانست که در کنار جسم روان آنان نیز در سلامتی قرار داشته باشد.
از نظر سازمان جهانی گردشگری گردشگر درمانی به افرادی اطلاق می گردد که حداقل برای ۲۴ساعت از محل زندگی خویش جهت امور درمانی به مکانی غیر از مکان زیست خویش سفر نموده باشد.

امروزه گردشگری درمانی به سه قسمت اصلی گردشگری تندرستی که برای رهایی از تنش های روزمره زندگی است و بیشتر برپایه تجارب روانی است و گردشگری درمانی که برای درمان و گذران دوره نقاهت است و همچنین گردشگری مدیکال که بیشتر در آن اعمال جراحی استفاده می گردد تقسیم می گردد.
وامروزه در کشورهای صاحب سبک در گردشگری سلامت این صنعت بر پایه همین تعاریف استوار گردیده است(سازمان بهداشت جهانی) وتمام کشورها سعی در بهبود شاخص های پزشکی در جهت ارائه خدمات مطلوب به علاقه مندان این گونه از سفرها می باشند.
اما چندین تفاوت ساختاری مهم بین این دو گونه از گردشگری وجود دارد این تفاوت ها از آنجا مهم می نماید که در برنامه ریزی توسعه ای در گردشگری شناخت وآگاهی داشتن از این وجوه افتراق باعث می گردد تا با برنامه های مدون وجامع نسبت به گسترش گردشگری در منطقه اقدام نمایند.
بطوری کلی تفاوت های ماهوی این دوگونه از گردشگری در موارد ذیل مشهود استک
۱-مکان:
در گردشگری بر پایه درمان امراض جسمی اماکنی مانند بیمارستان ها و سایر مراکز پزشکی مورد استفاده قرار می گیرند اما در گردشگری روان درمان بیشتر از اماکنی نظیر آسایشگاه های روانی ؛چشمه های آب گرم؛تفرج گاه های کوهستانی و جنگلی استفاده می گردد.
۲-درمان:
تفاوت در نحوه درمان یکی از مهمترین تفاوت های بین این دو گونه از گردشگران می باشدبطوریکه درگردشگری درمان جسم بهبودی بیمار در گرو وجود و ارائه خدمات انسانی و وجود امکانات گوناگون اعم ازبیمارستان و تجهیزات می باشد اما در روان درمانی ارائه خدمات به بیماران بیشتر مبنای انسانی داشته و به عبارتی درمانگر و درمان شونده منشا انسانی دارد.
۳-اقامت:
نحوه اقامت بیماران وهمراهان آنان نیز از وجوه افتراق مهم در این گونه از گردشگری می باشد بطوریکه در بخش سلامت جسم بیماران و همراهان بیشتر در بخش بیمارستان یا سوئیت های بیمارستانی اقامت دارند اما در سلامت روان بیماران و همراهان در کمپ ها یا اقامت گاههای جنگلی و ساحلی اقامت دارند.
۴-زمان:
عامل زمان نیز یکی از تفاوت های مهم درگردشگری درمانی می باشد بطوریکه در بخش بهبودی بیماری های جسمی زمان لازم جهت سلامتی می تواند از یک روز تا چند ماه متغیر باشد در حالیکه دربخش روان درمان فرآیند بهبودی می تواند سالیان متمادی بطول انجامد.
البته تفاوت های دیگری نیز می توان برای آن متصور گردید مانند:
۱-هزینه های درمان ۲-خدمات زیر بنایی متفاوت ۳-تاثیرات متقایل بین جامعه گردشگر و منطقه گردشگر پذیر۴- تاثیرات متقابل بین گردشگران و محیط زیست منطقه
اما با این حال در بیشتر موارد و در اکثر مناطق تفاوتی مبان این دو گونه از بیماری ها قائل نبوده که این امر می تواند باعث بروز مشکلات فراوانی مانند تخریب محیط زیست ؛عدم تحقق کامل اهداف مورد نظردر برنامه ریزی به واسطه عدم شناخت کافی از ظرفیت های هر دو جامعه و شناسایی نقاط ضعف و قوت آن گردد.بنابراین لازم است در جهت گسترش و پایداری در اینگونه از گردشگری و کاستن از معایب و مشکلات مختلف آن ضمن افزایش توان مندی های جامعه گردشگر پذیر نسبت به افزایش آگاهی در بین مردمان مورد هدف گردشگری اقدام گردد.

امروزه اکثر کشورهای دنیا به دلایل مختلف سعی در گسترش این گونه از گردشگری و استفاده از مزیت های گردشگردرمانی می باشند که می تواند به دلیل جذب بیشتر گردشگر و استفاده از درآمدهای حاصله از آن و یا به دلیل ایجاد اشتغال پایداردر بین افراد شاغل درمان یا صنایع وابسته به آن مانند صنایع دارویی و غیره باشد و به همین دلیل در سالیان اخیر روش های درمانی متفاوتی نیز جهت علاقه مندان ارائه نموده اند که ازاین میان می توان به
۱-آب درمانی:
استفاده از چشمه های آب گرم؛سواحل ماسه ای و آبهای دارای املاح معدنی که اگرچه از دیرباز شناخته شده می باشد اما در سالیان اخیر رواج بیشتری یافته است.
۲-لجن درمانی :
که امروزه مورد توجه بسیاری از پزشکان و بیماران قرار گرفته است.
۳-نمک درمانی:
که به تازگی مورد توجه گردشگران مشتاق قرار گرفته است.
۴-طب سنتی:
تا قبل از کشف مواد شیمیایی موثر در درمان بیماریها تنها روشهای درمان استفاده از گیاهان دارویی که در قسمت های مختلف دنیا مورد استفاده قرار می گرفته است و همچنین طب سوزنی که در نواحی شرقی آسیا مورد استفاده بوده است اما در سالیان اخیر این شیوه از درمان نیز مورد توجه فراوان قرارگرفته است و علاقه مندان به آن همه ساله برای استفاده از آن به نقاط مختلف دنیا سفر می نمایند.
اما آنچه که لازم است در توسعه گردشگری مد نظر داشت چگونگی گسترش آن می باشد بدین منظور می بایست عوامل موثر در توسعه ای نام برد که از آن مزیت گردشگری درمانی یاد می گردد که از آن جمله می توان به
۱-زمان انتظار:
طول مدت دریافت خدمات یکی از مهمترین عوامل در گسترش و توسعه گردشگر درمانی در یک منطقه محسوب می گردد و هر اندزه زمان دست یابی به آن کوتاه باشد بیماران بیشتری متمایل به دریافت آن خواهند شد.
۲-هزینه درمان:
کاهش هزینه های درمان نیز از عوامل مهم در رونق گردشگری و جذب گردشگران می باشد

۳-نیروی متخصص:
وجود نیروهای ورزیده و کارآمد با دانش پزشکی بالا نیز یکی از موارد مهم توسعه گردشگری پزشکی می باشد.
۴-کیفیت خدمات و امکانات:
وجود امکانات اولیه زیربنایی و در دسترس بودن خدمات با کیفیت اقامت؛ حمل ونقل؛ خوراک می تواند عاملی مهم در جذب گردشگران باشد.
تحت تاثیر این متغیر ها متقاضیان گردشگری درمانی مقاصد خویش را انتخاب می نمایند هم اکنون کشورهای آمریکا؛کره جنوبی؛ترکیه؛تایلند؛آلمان در صدر کشورهای محبوب برای کردشگری درمانی می باشد هرچند قدرتهای نوظهور دیگری مانند مالزی؛هندوستان؛برزیل؛مکزیک؛تایوان؛سنگاپور؛لتونی و ایران با فاصله معنا داری در تعقیب این کشورها می باشند.
اما آنچه که در برنامه ریزی جهت توسعه این گونه از گردشگری مهم می نماید شناخت معایب و مزایای آن می باشد چرا که در سایه شناخت و آگاهی از مزیت های آن و دستیابی و اشراف کامل به معایب آن می توان از اثرات سوء آن بر محیط و جامعه تا مقدار زیادی کاست. بنابراین می توان به مواردی در ذیل اشاره نمود که از مهمترین معایب گردشگری درمانی می باشند که عبارت است از
۱-گردشگری درمانی نسبت به سایر مدل های مختلف گردشگری بسیار هزینه بر می باشد.چرا که وجود آن مستلزم ساخت مراکز درمانی بسیار مجهز و تربیت نیروی انسانی متخصص و وجود تجهیزات پزشکی مدرن می باشد.
۲-در گردشگری درمانی با توجه به ماهیت کار می تواند عامل مهمی بسیار مهمی در شیوع امراض واگیردار در سطح جامعه گردشگرپذیر باشد.
۳-در گردشگری درمانی تخریب محیط زیست در صورت عدم وجود مراکز مدرن دفن و امحاء زباله های بیمارستانی و وسایل آلوده مصرفی در حین فرآیند بهبودی بیماران می تواند با سرعت بیشتری بوجود بیاد خصوصا آنکه در این میان وجود مواد آلوده می تواند زیست انسان و محیط زیست را به شدت مورد هدف قرار دهد.
۴-در صورت عدم تولید وسایل پزشکی و داروهای مصرفی در داخل منطقه گردشگری می تواند باعث وابستگی شدید به خارج از منطقه هدف گردشگری باشد.
۵-در صورت وقوع عوامل کاهش دهنده ورود گردشگران به منطقه با توجه به ماهیت هزینه پذیربودن گردشگردرمانی خسارت های سنگینی برمنطقه گردشگری از نظر عدم برگشت سرمایه و بیکاری نیروی متخصص بوجود خواهدآمد.
۶-ایجاد نابرابری اجتماعی در دسترسی به امکانات درمانی و کادر پزشکی در بین جامعه بومی منطقه گردشگری بوجود خواهد آمد چرا که در اینصورت این مراکز جهت بدست آوردن منافع اقتصادی بیشتر تمایل آنان به پذیرش گردشگران بیشتر خواهد بود.
۷- امکان کاهش تخصص های مختلف پزشکی از طریق مراجعات به رشته های خاص و افزایش تقاضا جهت رشته هایی که گردشگران در طول سفر به آنها رجوع می نمایند باعث برهم خوردن عرضه و تقاضا در بین دست اندرکاران پزشکی خواهد شد.
با این حال رواج گردشگر درمانی در یک منطقه می تواند دارای مزایای متعددی نیز باشد که از آن جمله می توان به مواردی به شرح ذیل اشاره نمود:
۱-با توجه به ورود گردشگران به منطقه می تواند سایر عناصر و ارکان گردشگری مانند اقامت و حمل ونقل و….را تقویت نماید.
۲-بوجود آمدن منافع اقتصادی مختلف نظیر کاهش بیکاری؛افزایش سطح درآمد و..
۳-بالا رفتن فرهنگ عمومی جامعه بواسطه وجود نیروهای متخصص دخیل در گردشگردرمانی.
۴-با توجه به تخصصی بودن این گونه از گردشگری می تواند عاملی مهم در جهت اشتغال نیروی متخصص باشد.
با این حال جهت استفاده حداکثری از مزایا و به حداقل رساندن معایب گردشگر درمانی می بایست اقدامات فراوانی از سوی برنامه ریزان دولتی و مدیران بومی و دست اندرکاران گردشگری در جهت تعادل بخشی میان معایب و مزایای آن بوجود بیاید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.